تبلیغات
اسم پسرانه - مطالب اسم پسرانه ح
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:41 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حسام :   (عربی) (در قدیم) شمشیر تیز و برنده.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:40 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حُر :    (عربی) 1- آزاد؛ 2- (در قدیم) دارای اعتقاد و رفتار شایسته و بزرگوارانه، جوانمرد، آزاده؛ 3- (اَعلام) 1) حُر ابن یزید (ریاحی) [قرن اول هجری] سردار و جنگجوی عرب، که در هنگام عزیمت امام حسین(ع) به کوفه، با هزار سوار راه او را بست، ولی در روز عاشورا از همکاری با سپاه کوفه خودداری کرد، به یاری امام حسین (ع) شتافت و در جنگ شهید شد؛ 2) حُر عاملی (محمّد ابن حسن) [1033-1104 قمری] فقیه شیعی لبنانی که در ایران اقامت گزید. از آثار اوست: اَمل الآمِل و وسایل الشیعه، هر دو به عربی، که دومی از کتابهای مهم فقهی است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:39 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حُجت‌الله :    (عربی) 1- برهان حق تعالی؛ 2- (در تصوف) انسان كامل كه حجت حق بر خلق است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:39 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حُجت :    (عربی) 1- آنچه با آن بتوان ادعایی را ثابت كرد، دلیل، برهان؛ 2- (در قدیم) پیشوا، رهبر.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:38 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حبیب الله :    (عربی) 1- دوست خدا؛ 2- (اَعلام) حبیب الله خان پادشاه افغانستان [1319-1337 قمری] که در برابر 160 هزار لیره، روابط خارجی افغانستان را به بریتانیا واگذاشت. در جنگ جهانی اول افغانستان را بی طرف نگهداشت و سرانجام کشته شد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:38 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حبیب :    (عربی) 1- دوست، یار، معشوق؛ 2- (اَعلام) 1) حبیب ابن مظاهر [قرن اول هجری] مسلمان شیعه‌ی ساکن کوفه، از یاران امام حسین(ع) که همراه او در کربلا شهید شد؛ 2) حبیب اصفهانی [قرن 4 هجری] ادیب و شاعر ایرانی مقیم استانبول، مترجم سرگذشت حاجی بابای اصفهانی و مردم گریز مولیر. مؤلف دستور سخن در دستور زبان فارسی، تاریخ خط و خطاطان و کتابهای دیگر.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:37 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حامی :  (عربی) 1- منسوب به حام پسر نوح، از اولاد حام؛ 2- آن كه پشتیبان و نگهبان كسی یا چیزی است، حمایت كننده، پشتیبان.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:37 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حامد :    (عربی) سپاس‌گزار.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:36 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حافظ :    (عربی) 1- آن كه مراقبت یا حفاظت از كسی، جایی یا چیزی را بر عهده دارد. نگهبان؛ 2- (اَعلام) 1) شمس‌الدین محمّد، «حافظ» شیرازی از عارفان و شاعران بنام ایران در قرنِ 8 هجری ملقب به لسان الغیب و ترجمان الاسرار؛ 2) حافظ خلیفه‌ی فاطمی [525-544 قمری] که به بهرام نام ارمنی را وزیر خود ساخت و موجبات شورش مردم را فراهم آورد؛ 3) حافظ [730-732 قمری] امیر سلسله‌ی آل کرت.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:30 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حاصل :    (عربی) نتیجه، فراهم و موجود یا به دست آمده، آنچه در طول عمر به دست آمده یا كسب شده است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:30 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حارث :    (عربی) 1- (در قدیم) کشاورز، برزگر؛ 2- (اعلام) 1) حارث بن ابی شعر [قرن ششم میلادی] بزرگترین فرمانروای غسانی و اولین پادشاه این سلسله؛ در زمان یوستی نیانوس اول به حکومت قبایل عرب شام رسید. در سال 531 میلادی با ایران جنگید ولی مغلوب شد. بیشتر دوران سلطنت وی به جنگ با منذر سوم، پادشاه حیره، سپری شد؛ 2) حارث بن حلزه [قرن ششم میلادی] شاعر عرب در عهد جاهلیت، از قبیله بکربن وائل، از شاعران معلقات سبعه به شمار می  رود. وی در معلقه خود بر قبیله تغلب که با قبیلة او دشمنی داشته، تاخته است؛ 3) حارث بن سریج [128 قمری] از اعراب ساکن خراسان، در سال 116هجری قمری برخلیفه هشام بن عبدالملک شورید. مردم بسیاری گرد او جمع شدند. امیر خراسان نیز نتوانست وی را سرکوب کند. سرانجام در جنگ با نصربن سیار در نزدیکی مرو کشته شد؛ 4) حارث بن کلده ثقفی [50 قمری] پزشک عرب؛ پزشکی را در ایران آموخت. در عربستان به معالجه بیماران پرداخت. پیامبر(ص) مسلمانان را که بیمار می  شدند نزد وی می  فرستاد؛ 5) حارث محاسبی [165-243 قمری] ابوعبدالله حارث بن اسد محاسبی بصری، پیشوای طریقت محاسبیان، عارف و محدث، افرادی چون امام غزالی از افکار و اندیشه  های وی متأثر شدند. از تألیفات اوست: الرعایة الحقوق الله، الوصایا، التوهّم، رساله  ای به نام فصل فی المحبّه نیز داشته که باقی نمانده است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 21 اسفند 1393  11:29 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ح ،) توسط: هستی ناصری

حاتم :    (عربی) 1- به معنی حاكم، قاضی، داور؛ 2- (اَعلام) رییس قبیله و شاعر عرب [قرن7 میلادی] که به بخشش و دلاوری معروف بود و داستانهای فراوانی درباره‌ی او و خانواده‌اش به عربی و فارسی نوشته شده است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()