تبلیغات
اسم پسرانه - مطالب اسم پسرانه و
سه شنبه 12 خرداد 1394  11:07 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

وصال :    (عربی) 1- رسیدن به فرد مطلوب و هم آغوش شدن با او؛ 2- رسیدن به چیزی و به دست آوردن آن؛ 3- (در تصوف) پیوند با خداوند و رسیدن به مرتبه‌ی فناء فی الله. 4- (اَعلام) وصال شیرازی: (= محمّد شفیع) [1197-1262 قمری] شاعر، موسیقیدان و خوشنویس ایرانی، از مردم شیراز، دیوان شعرش چاپ شده است. او بخشی از منظومه‌ی نیمه تمام شیرین و فرهاد وحشی بافقی را سرود.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  12:03 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

وَسیم :    (عربی) (در قدیم) دارای نشان (زیبایی)، زیبا.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  12:02 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

وسام :    (عربی) مدال، نشان افتخار، نشان شایستگی.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  12:02 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

وَدود :    1- از نام‌ها و صفات خداوند؛ 2- (در قدیم) بسیار مهربان.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  12:02 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

وحیدرضا :    (عربی) از نام‌های مركب، ( وحید و رضا.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  12:01 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

وحید :    (عربی) 1- یگانه، یكتا، بی‌نظیر؛ 2- (در حالت قیدی) (در قدیم) جدا از دیگران، تنها؛ 3- (اَعلام) 1) وحید تبریزی: [قرن 10 هجری] ادیب ایرانی، مؤلف مفتاح البدایع، در علم بدیع و رساله جمع مختصر؛ 2) وحید دستگردی: [1259-1321 شمسی] شهرت ادیب و محقق ایرانی، ناشر مجله‌ی ادبی ارمغان و مصحح و ناشر خمسه‌ی نظامی، دیوان کمال الدین اصفهانی و دیوان باباطاهر. 3) وحید قزوینی (= محمّد طاهر): [قرن 12 هجری] مورخ و منشی ایرانی، وزیر شاه سلیمان صفوی، مؤلف تاریخ شاه عباس دوم به نام عباسنامه.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  12:00 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

وَجیه‌الله :    (عربی) ویژگی آن‌كه در نزد خداوند دارای قدر و منزلت و محبوبیت است.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 10 خرداد 1394
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  12:00 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

والا :    (= بالا) 1- دارنده‌ی مقام و مرتبه‌ی مهم، به ویژه مقام و مرتبه‌ی دنیایی به صورت عنوان برای اشخاص؛ 2- عزیز، گرامی، محترم؛ 3- اصیل، نژاده؛ 4- هر یك از افراد طبقه مرفه از اعیان و اشراف؛ 5- دارای ارج و اهمیت؛ 6- (در قدیم) رفیع، بلند؛ 7- برتر، فائق، شامل؛ 8- شایسته، پسندیده.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  11:58 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

واقف :    (عربی) 1- آگاه، با خبر، مطلع؛ 2- (در فقه، در حقوق) آن كه مالش را برای استفاده در راه هدف عام المنفعه به موجب عقد خاصی اختصاص دهد؛ 3- (در قدیم) مراقب، مواظب.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  11:57 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

وارث :    1- (در فقه و حقوق) آن که مال، مِلک یا مقامی را از کسی به ارث می بَرَد؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند، بدین معنی که پس از فنای خلایق او زنده می‌ماند و هر آن کس، هرچه را که در حیطه‌ی مالکیت خویش دارد به او بر می‌گردد؛ 3- (در ادیان) نام زیارتی معروف که حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) را بدان زیارت می کنند.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 خرداد 1394  11:57 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

وادی :    (عربی) 1- (به مجاز) سرزمین؛ 2- فضای ذهنی ای که برای چیزی تصور می شود؛ 3- بیابان؛ 4- فضا، مکان، جایگاه؛ 5- (در قدیم) زمین میان دو کوه؛ دره؛ 6- آب جاری فراوان، رود.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 5 خرداد 1394  12:15 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه و ،) توسط: هستی ناصری

واحد :    (عربی) 1- آن‌كه در نوع خود بی‌نظیر و منحصر به فرد است، یگانه، بی‌مثل، یكتا؛ 2- از نامهای خداوند؛ 3- (اعلام) 1) واحد تبریزی، مولانا رجبعلی [1008 میلادی] از شعرا و عرفای عصر شاه عباس بزرگ صفوی که بسیار مورد احترام و تکریم شاه مزبور بود. وی شعر میسرود و کتابی به نام کلید بهشت نیز تألیف کرد و سرانجام در اصفهان درگذشت؛ 2) واحدالعین، اسماعیل بن سمیع اصفهانی [1277 میلادی] از بزرگان علمای معقول و از شاگردان ملاعلی نوری، از آثار اوست: شرح عرشیهی ملاصدرا، حاشیهی مشاعِر ملاصدرا و حاشیهی شوراق ملاعبدالرزاق لاهیجی؛ 3) میرزا لطف الله واحد شیرازی [سدهی 14 قمری] میرزا لطف الله حمزوی، نقاش، قلمدان ساز و شاعر ایرانی، فرزند میرزا نصرالله مستوفی بود. در چهره پردازی، گل و مرغ، منظره سازی، تذهیب و گونههای مختلف طلاکاری استاد بود. خط نستعلیق را نیکو مینوشت و شعر نیز میسرود. قلمدانهای نفیسی از وی بر جا مانده است که تاریخ تهیهی آنها بیشتر دههی دوم سدهی 14 قمری است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()