تبلیغات
اسم پسرانه - مطالب اسم پسرانه غ
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394  11:48 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غَنی :    (عربی) 1- ثروتمند؛ 2- آن که از کمک و هم کاری دیگران بینیاز است، بینیاز؛ 3- از صفات و نامهای خداوند؛ 4- (در فلسفهی قدیم) ویژگی آن که ذات و کمال او به دیگری متوقف نباشد؛ 5- (اعلام) 1) غنی نام خانوادگی قاسم غنی [1275-1331 شمسی] پزشک، ادیب و سیاستمدار ایرانی؛ در سبزوار متولد شد. پس از گذراندن دورهی دارالفنون برای ادامه تحصیل به لبنان رفت و از کالج آمریکایی در رشتهی پزشکی فارغ التحصیل شد. در سال 1302 هجری شمسی به فرانسه رفت و به تکمیل تحصیلاتش پرداخت و دورهی مخصوص نقاشی را نیز گذراند. پس از بازگشت، از مشهد به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و همزمان به تدریس در دانشکدهی پزشکی و نیز دانشکدهی معقول و منقول پرداخت، بعد از شهریور 1320 هجری شمسی، دو بار به وزارت بهداری و یک بار به وزارت فرهنگ رسید. دکتر غنی علاقهی خاصی به حافظ داشت و آثار ماندگاری دربارهی او به جا گذاشت از جمله: بحثی در احوال و افکار حافظ، تاریخ عصر حافظ، تاریخ تصوف در اسلام تا عصر حافظ و از همه مهمتر تصحیح دیوان حافظ به همراهی علامه محمد قزوینی از آثار او در این بارهاند. از آثار دیگر اوست: رسالهای در شرح احوال و آثار ابن سینا، معرفة النفس، تصحیح ربایات خیام با همکاری محمدعلی فروغی و ترجمهی آثاری از آناتول فرانس. مجموعه یادداشتها و خاطرات دکتر غنی نیز به چاپ رسیده است؛ 2) غنی بالله [قرن 8 هجری] محمد بن یوسف ابی الحجاج بن اسماعیل، هشتمین پادشاه [755-760 و 763-763 قمری] از ملوک بنی نصر در اندلس، او در سال آخر پادشاهی همهی شهرهای مغرب (شمالِ غربی آفریقا و اندلس) را تحت تصرف درآورد؛ 3) غنی تفرشی، میرعبدالغنی [قرن 11 قمری] شاعر ایرانی، از شعرا و فضلای روزگار شاه عباس بزرگ صفوی و از شاگردان میرابوالقاسم کازرونی بود. او را به حدّت ذهن ستودهاند.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394  11:48 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غلام‌محمّد :    (عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + محمّد]، ارادتمند و فرمان بردار محمّد [منظور حضرت محمّد(ص)].


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394  11:47 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غلام‌علی :    (عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + علی]، ارادتمند و فرمان بردار علی [منظور امام علی(ع)].


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394  11:47 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غلام‌عباس :    (عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + عباس]، ارادتمند و فرمان بردار عباس [منظور حضرت عباس(ع)].


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394  11:46 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غلام‌رضا :    (عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + رضا]، ارادتمند و فرمان بردار رضا [منظور امام رضا(ع)].


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394  11:45 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غلام‌حسین :    (عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + حسین]، ارادتمند و فرمان بردار حسین [منظور امام حسین(ع)].


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394  11:58 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غلام‌حسن :   (عربی) [غلام = (به مجاز) ارادتمند و فرمان بردار + حسن]، ارادتمند و فرمان بردار حسن [منظور امام حسن(ع)].


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394  11:57 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غَفور :   (عربی) 1- بخشاینده و آمرزنده‌ی گناهان(خداوند)؛ 2- از صفات و نام‌های خداوند كه قریب نود بار در قرآن كریم آن را یادآور شده است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394  11:56 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غَفّار :   (عربی) 1- آمرزنده و بخشاینده‌ی گناهان(خداوند)؛ 2- از صفات و نام‌های خداوند.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394  11:56 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غَدیر :    (عربی) 1- آبگیری است بین مكه و مدینه در ناحیه‌ی جحفه؛ 2- روز یا واقعه غدیر كه در میان مسلمانان حائز اهمیت است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394  11:55 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غانِم :    (عربی) (در قدیم) غنیمت گرفته و بهره‌مند.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394  11:55 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه غ ،) توسط: هستی ناصری

غالب :    (عربی) 1- غلبه كننده بر دیگری در جنگ، فاتح، پیروز؛ مسلط، چیره؛ 2- (اَعلام) 1) نام هشتمین جدّ پیامبر اسلام(ص)؛ 2)  نام یكی از صحابه؛ 3) غالب دهلوی: [1212-1285 قمری] شاعر فارسی زبان و اردو زبان هندی و از پیشگامان تحول در شعر اردو.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()