تبلیغات
اسم پسرانه - مطالب اسم پسرانه ش
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394  08:23 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شایگان :    ارزشمند، ممتاز، عالی، شایسته.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394  08:22 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شایان :    (اسم فاعل از شایستن)، 1- شایسته، سزاوار، در خور؛ 2- (به مجاز) بسیار، فراوان.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394
نظرات()   
   
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394  08:22 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاهین :    1- نوعی پرنده‌ی شكاری از خانواده‌ی باز؛ 2- (در قدیم) (درگاه شماری) برج میزان؛ 3- (در قدیم) (در نجوم) سه ستاره در امتداد خط مستقیم در صورت فلكیِ نسر طایر؛ 4- (در قدیم) (در موسیقی) از آلات بادیِ موسیقی كه در اوایل عهد اسلامی رایج بوده است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 8 اردیبهشت 1394  09:16 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاهو :    1- مروارید شاهوار و نفیس؛ 2- کوتاه شده  ی شاهوار(؟)؛ 3- (اعلام) نام کوهی در استان کرمانشاه که بخشی از رشته کوه زاگرس است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 8 اردیبهشت 1394  09:15 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاهرود :    (شاه = جزء پیشین بعضی از كلمه‌های مركب به معنی «اصلی» و «مهم» + رود = فرزند به ویژه پسر)، 1- (به مجاز) فرزند (پسر) عزیز و گرامی؛ 2- رودخانه‌ی اصلی و بزرگ؛ 3- (اَعلام) 1) رودی در شمال غربی ایران به طول 205 کیلومتر، که از پیوستن طالقان رود الموت رود در حوالی رودبار تشکیل می‌شود و پس از گذشتن از لوشان و منجیل به سفیدرود می‌ریزد؛ 2)  نام رودی در شهرستان خلخال به طول 66 کیلومتر که از کوه‌های طالش سرچشمه می‌گیرد و در جنوب خلخال به قزل اوزن می‌ریزد؛ 3) نام شهرستانی در شمال شرقی استان سمنان.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 8 اردیبهشت 1394  09:15 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاهرخ :    1- دارای رخساری چون شاه، شاه منظر، شاه سیما؛ 2- (در ورزش) در شطرنج حركت اسب هنگامی كه به شاه حریف كیش دهد و رخ او را نیز به خطر اندازد؛ 3- (اَعلام) 1) (= شاهرخ میرزا) نام دو تن از شاهان ایران. شاهرخ افشار: شاه ایران [1161-1210 قمری] از سلسله‌ی افشار و نوه‌ی نادرشاه، که به وسیله هواداران شاه سلیمان دوم صفوی دستگیر و کور شد [1163 هجری]، ولی به زودی از زندان نجات یافت و در خراسان به حکومت خود ادامه داد، در حالی که باقی ایران در دست شاهان زند و سپس آقا محمّدخان بود. سرانجام آقا محمّدخان او را دستگیر و شکنجه کرد و او را در راه تبعید به مازندران درگذشت؛ شاهرخ تیموری: شاه ایران [807-850 قمری] پسر و جانشین امیر تیمور گورکانی، که در هرات به سلطنت نشست و پس از چندی تمام ایران و ماوراء النهر را زیر سلطه‌ی خود گرفت.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 8 اردیبهشت 1394  09:14 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاهد :    (عربی) 1- گواه، حاضر، مرد خوبروی؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) محبوب، خدای تعالی؛ 3- (در تصوف) خداوند به اعتبار ظهور و حضور در قلب سالك؛ 4- (در قدیم) (به مجاز) عالی، خوب، دلپذیر.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 8 اردیبهشت 1394  09:14 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاهپور :    (= شاپور)، ( شاپور. 1-


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:59 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاکر :    (عربی) 1- شكر كننده، سپاسگزار؛ 2- (در قدیم) (در حالت قیدی) در حال شكرگزاری.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:59 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شامهر :    1- (به مجاز) ویژگی آن كه دارای شادی و مهربانی است؛ 2- (اَعلام) 1) شهر یا جایگاهی در نیشابور؛ 2) نام روستایی در تربت حیدریه.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:59 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شادمان :    1- شاد، خوشحال و مسرور؛ 2- (در حالت قیدی) با شادی و خوشحالی، شادمانه.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:58 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاپور :    1- پسر شاه، شاه زاده؛ 2- (اَعلام) 1) (در شاهنامه) نام چند پهلوان ایرانی. شاپور: پسر نستوه و نوه‌ی گودرز، که در جنگ نوذر با افراسیاب کشته شد؛ شاپور: از پهلوانان روزگار قباد ساسانی، معروف به شاپور رازی ؛ شاپور: از سرداران خسرو پرویز در جنگ با بهرام چوبین؛ 2) شاپور نام سه تن از شاهان ساسانی. شاپور اول:  [241-272 میلادی]، پسر اردشیر بابکان، که با رومیان جنگید و والرین امپراتور روم را با گروهی از سپاهیانش اسیر کرد و به ایران آورد. مانی در زمان او ظهور کرد؛ شاپور دوم معروف به شاپور ذوالکتاف: شاه ایران [310-379 میلادی] پسر هرمز دوم. در زمان او جنگ با روم و با ترکان آسیای مرکزی ادامه یافت و سختگیری نسبت به غیر زرتشتیان بیشتر شد؛ شاپور سوم: شاه ایران [383-388 میلادی]، پسر شاپور ذوالکتاف. در زمان او ارمنستان میان ایران و روم تقسیم شد. او به دست اشراف کشته شد؛ 3) شاپور: (= شاهپور) نام بخشی از رود هلّه در مسیر عبور از کازرون؛ 4) شاپور: (= شاهور، شاوور) رودی در استان خوزستان به طول 130 کیلومتر، که از رودخانه‌ی کرخه جدا می‌شود و پس از گذشتن از شهرستان دزفول و شهرهای شوش و اهواز به رود کارون می‌ریزد؛ 5) شاپور ابن سهل: [قرن 3هجری] پزشک مسیحی بیمارستان جندیشاپور، مؤلف چند کتاب پزشکی، از جمله: قرابادین.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()