تبلیغات
اسم پسرانه - مطالب اسم پسرانه د
شنبه 23 اسفند 1393  11:09 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

دانیار :    (اَعلام) (= ودانوش) نام شخصی در داستان وامق و عذرا.


  • آخرین ویرایش:شنبه 23 اسفند 1393
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:09 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

دانوش :    (اَعلام) (= ودانوش) نام شخصی در داستان وامق و عذرا.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:08 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

دانشور :    (دانش + ور (پسوند دارندگی))، دارای علم و دانش، دانشمند.


  • آخرین ویرایش:شنبه 23 اسفند 1393
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:08 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

دانش :    دارای عقل و تجربه، خردمند، عاقل، دارای علم و آگاهی، عالم، علیم.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:07 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

دانا :    دارای عقل و تجربه، خردمند، عاقل، دارای علم و آگاهی، عالم، علیم.


  • آخرین ویرایش:شنبه 23 اسفند 1393
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:06 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

دامون :    1- دشت و صحرا؛ 2- (اَعلام) از حكمای قدیم یونان و از فیثاغوریان


  • آخرین ویرایش:شنبه 23 اسفند 1393
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:06 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

داریوش :    1- (= دارا، دارای، داراب) به معنی دارنده‌ی نیكی (بهی)؛ 2- (اَعلام) نام سه تن از شاهان ایرانی از سلسله‌ی هخامنشی.  1) داریوش اول: معروف به داریوش بزرگ (کبیر) [521-486 پیش از میلاد] پسر ویشتاسپ؛ که به یاری بزرگان پارسی گوماتا را دستگیر کرد و خود به پادشاهی نشست. 2) داریوش دوم: [424- 404 پیش از میلاد] فرزند نامشروع اردشیر اول، او اسپارت را بر ضدّ آتن به جنگ واداشت. 3) داریوش سوم: [336- 330 پیش از میلاد] که در زمان او اسکندر به ایران تاخت و او را شکست داد. او در جریان فرار به دست کسانش کشته شد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:05 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

داریا :    1- دارنده؛ 2- (اَعلام) 1) (در شاهنامه) شاه ایران از سلسله‌ی کیانی، پسر بهمن و همای، که مادرش او را در شیرخوارگی در صندوقی نهاد و به آب انداخت. او وقتی بزرگ شد سلطنت را بازگرفت و با دختر فیلقوس پادشاه روم ازدواج کرد، ولی بعداً او را نزد پدرش بازگرداند. اسکندر (ذوالقرنین) از این ازدواج زاده شد. سپس داراب با زن دیگری ازدواج کرد و او پسری آورد به نام دارا که جانشین داراب شد؛ 2) داراب نام شهرستانی در جنوب شرقی استان فارس.


  • آخرین ویرایش:شنبه 23 اسفند 1393
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:04 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

داراب :    1- دارنده؛ 2- (اَعلام) 1) (در شاهنامه) شاه ایران از سلسله‌ی کیانی، پسر بهمن و همای، که مادرش او را در شیرخوارگی در صندوقی نهاد و به آب انداخت. او وقتی بزرگ شد سلطنت را بازگرفت و با دختر فیلقوس پادشاه روم ازدواج کرد، ولی بعداً او را نزد پدرش بازگرداند. اسکندر (ذوالقرنین) از این ازدواج زاده شد. سپس داراب با زن دیگری ازدواج کرد و او پسری آورد به نام دارا که جانشین داراب شد؛ 2) داراب نام شهرستانی در جنوب شرقی استان فارس.


  • آخرین ویرایش:شنبه 23 اسفند 1393
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:04 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

دارا :    1- برخوردار از چیزی یا در اختیار دارنده‌ی چیزی، صاحب، مالك، ثروتمند؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) خداوند؛ 3- (اَعلام) (در شاهنامه) آخرین شاه ایران از سلسله‌ی کیانی، پسر و جانشین داراب و برادر اسکندر، چون اسکندر از پرداخت خراج مقرر به دارا خودداری کرد، میانشان جنگ در گرفت، دارا شکست خورد و در حین فرار به دست دو تن از خدمتکارانش کشته شد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:03 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

دادور :    1- (در قدیم) دادگر؛ 2- (به مجاز) قاضی؛ 3- از نام‌های خداوند.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 23 اسفند 1393  11:03 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه د ،) توسط: هستی ناصری

دادمهر :    1- عدالت دوست؛ 2- (اَعلام) نام چند تن از امیر زادگان و شاهزادگان در تاریخ.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()