اسم پسرانه tag:http://boysnames.mihanblog.com 2020-05-30T21:39:02+01:00 mihanblog.com معنی اسم آراز 2017-03-16T07:13:58+01:00 2017-03-16T07:13:58+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/245 هستی ناصری آراز :  (تركی) 1- ارس؛ 2- (اَعلام) قهرمان منسوب به طایفه‌ی آس. + ن.ك. آراس، 1- آراز :  (تركی) 1- ارس؛ 2- (اَعلام) قهرمان منسوب به طایفه‌ی آس. + ن.ك. آراس، 1-

]]>
معنی اسم آراد 2017-03-07T07:13:35+01:00 2017-03-07T07:13:35+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/244 هستی ناصری آراد : 1- (اَعلام) (در آیین زرتشتی) نام فرشته‌ی موكل بر دین و تدبیر امور و مصالحی كه به روز آراد متعلق است، روز بیست و پنجم ماه شمسی به نام اوست؛ 2- (در پهلوی) آرای، آراینده. آراد : 1- (اَعلام) (در آیین زرتشتی) نام فرشته‌ی موكل بر دین و تدبیر امور و مصالحی كه به روز آراد متعلق است، روز بیست و پنجم ماه شمسی به نام اوست؛ 2- (در پهلوی) آرای، آراینده.

]]>
معنی اسم آذری آتیلا 2017-02-18T07:12:50+01:00 2017-02-18T07:12:50+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/242 هستی ناصری آتیلا : 1- (تركی) (آت به معنی اسب + یلا (صفت))، به معنی چابك، شجاع؛ نامی، نامدار(؟)؛ 2- (اَعلام) پادشاه هون‌ها [434-453 میلادی] که به روم شرقی تاخت و کشتار و ویرانی بسیار کرد، در جنگ با روم غربی شکست خورد، کشیشان به او تازیانه‌ی خدا لقب داده بودند. آتیلا : 1- (تركی) (آت به معنی اسب + یلا (صفت))، به معنی چابك، شجاع؛ نامی، نامدار(؟)؛ 2- (اَعلام) پادشاه هون‌ها [434-453 میلادی] که به روم شرقی تاخت و کشتار و ویرانی بسیار کرد، در جنگ با روم غربی شکست خورد، کشیشان به او تازیانه‌ی خدا لقب داده بودند.

]]>
معنی اسم آدرین 2017-02-15T07:13:09+01:00 2017-02-15T07:13:09+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/243 هستی ناصری آدَرین :(آدرین= آتش + ین (پسوند نسبت))، آتشین، سرخ روی. آدَرین :(آدرین= آتش + ین (پسوند نسبت))، آتشین، سرخ روی.

]]>
معنی اسم آتور 2017-02-05T07:12:18+01:00 2017-02-05T07:12:18+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/241 هستی ناصری آتور : (پهلوی) 1- آتش، آذر؛ 2- (اَعلام) 1) یك بخش از تقویم قدیمی ایرانی كه مغهای دوران پادشاهی ماد بر پایه روح و زروانی آن را تغییر داده‌اند؛ 2) نام فرشته‌ی در ایران باستان. آتور : (پهلوی) 1- آتش، آذر؛ 2- (اَعلام) 1) یك بخش از تقویم قدیمی ایرانی كه مغهای دوران پادشاهی ماد بر پایه روح و زروانی آن را تغییر داده‌اند؛ 2) نام فرشته‌ی در ایران باستان.

]]>
معنی اسم آتبین 2017-01-06T07:12:02+01:00 2017-01-06T07:12:02+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/240 هستی ناصری آتبین :    (اوستایی، āthvoya) 1- به معنی از خاندانِ «آثویه»؛ 2- (در دساتیر) نفس کامل و نیکوکار و صاحب گفتار و کردار نیک و اسعدالسعدا معنی شده است (؟). 3- (اَعلام) (در شاهنامه) پدر فریدون كه صورت درست آن همین گونه (آتبین) است؛ [ناسخان در رسم الخط آن را به «آبتین» تبدیل کرده‌اند، اما در سنسکریت āptiyā با تقدیم باء فارسی بر تاء آمده «بارتوله 323» و بنابراین آبتین نیز محملی پیدا کند. طبری«افریذون ‌ابن ‌اثفیان» (ج1ص99)، بیرونی«اثفیان» (آثارالباقیه226)، مجمل‌ التواریخ ‌والقصص ص آتبین :    (اوستایی، āthvoya) 1- به معنی از خاندانِ «آثویه»؛ 2- (در دساتیر) نفس کامل و نیکوکار و صاحب گفتار و کردار نیک و اسعدالسعدا معنی شده است (؟). 3- (اَعلام) (در شاهنامه) پدر فریدون كه صورت درست آن همین گونه (آتبین) است؛ [ناسخان در رسم الخط آن را به «آبتین» تبدیل کرده‌اند، اما در سنسکریت āptiyā با تقدیم باء فارسی بر تاء آمده «بارتوله 323» و بنابراین آبتین نیز محملی پیدا کند. طبری«افریذون ‌ابن ‌اثفیان» (ج1ص99)، بیرونی«اثفیان» (آثارالباقیه226)، مجمل‌ التواریخ ‌والقصص ص26 «اثفیال= اثفیان»، شاهنامه «آبتین» (نقل از برهان قاطع، به اهتمام دکتر معین، ص13، پاورقی آتبین)].

]]>
معنی اسم آراس 2016-12-07T07:14:29+01:00 2016-12-07T07:14:29+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/246 هستی ناصری آراس : 1- (در تركی) آراز، به معنی رود ارس؛ 2- (اَعلام) مرکز استان پادوکاله، در شمال فرانسه. آراس : 1- (در تركی) آراز، به معنی رود ارس؛ 2- (اَعلام) مرکز استان پادوکاله، در شمال فرانسه.

]]>
معنی اسم ترکی آتا 2016-07-07T05:11:26+01:00 2016-07-07T05:11:26+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/239 هستی ناصری آتا : (تركی) 1- پدر، جد، سرپرست، ریش سفید؛ 2- (اَعلام) نام پادشاهی در دامنه‌های شمالی جبال «نیشپو» كه در جنوب آن «داگارا» واقع بود. و محتملاً در نقطه‌ای [در جغرافیای قدیم] از ناحیه‌ی صحنه (سنندج) كه توسط لشكر آشوریان تار و مار شد. آتا : (تركی) 1- پدر، جد، سرپرست، ریش سفید؛ 2- (اَعلام) نام پادشاهی در دامنه‌های شمالی جبال «نیشپو» كه در جنوب آن «داگارا» واقع بود. و محتملاً در نقطه‌ای [در جغرافیای قدیم] از ناحیه‌ی صحنه (سنندج) كه توسط لشكر آشوریان تار و مار شد.

]]>
معنی اسم آبتین 2016-06-06T05:10:58+01:00 2016-06-06T05:10:58+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/238 هستی ناصری آبتین : (اَعلام) (= آپتین و آتبین)، ( آتبین. نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی آبتین : (اَعلام) (= آپتین و آتبین)، ( آتبین.

نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

]]>
معنی اسم اسدالله 2016-04-05T05:10:34+01:00 2016-04-05T05:10:34+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/237 هستی ناصری اسدالله : (عربی) 1- شیرخدا؛ 2- (اَعلام) 1) از القاب حضرت علی(ع)؛ 2) لقب حمزه سیدالشهدا عموی پیامبر اسلام(ص). اسدالله : (عربی) 1- شیرخدا؛ 2- (اَعلام) 1) از القاب حضرت علی(ع)؛ 2) لقب حمزه سیدالشهدا عموی پیامبر اسلام(ص).

]]>
معنی اسم هَخامنش 2015-06-02T02:12:05+01:00 2015-06-02T02:12:05+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/233 هستی ناصری هَخامنش :    1- دوست منش، دوست كردار، كسی كه دارای كردار و اندیشه نیك است؛ 2- (اَعلام) هخامنش: [حدود 675 پیش از میلاد] سردودمان سلسله‌ی هخامنشی، نیای کوروش بزرگ و رهبر قوم پارس. هَخامنش :    1- دوست منش، دوست كردار، كسی كه دارای كردار و اندیشه نیك است؛ 2- (اَعلام) هخامنش: [حدود 675 پیش از میلاد] سردودمان سلسله‌ی هخامنشی، نیای کوروش بزرگ و رهبر قوم پارس.]]> معنی اسم هجیر 2015-06-02T02:11:41+01:00 2015-06-02T02:11:41+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/232 هستی ناصری هجیر :    (= هژیر) 1- (در قدیم) خوب، پسندیده؛ 2- (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر گودرز، که در جنگ یازده رخ پهلوان تورانی را از پای درآورد. هجیر :    (= هژیر) 1- (در قدیم) خوب، پسندیده؛ 2- (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر گودرز، که در جنگ یازده رخ پهلوان تورانی را از پای درآورد.]]> معنی اسم هانی 2015-06-02T02:11:14+01:00 2015-06-02T02:11:14+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/231 هستی ناصری هانی :    (عربی) 1- مسرور؛ 2- میسر؛ 3- (اَعلام) 1) نام چند تن از مشاهیر عرب؛ 2) نام یكی از یاران امام حسین(ع) در كوفه. هانی :    (عربی) 1- مسرور؛ 2- میسر؛ 3- (اَعلام) 1) نام چند تن از مشاهیر عرب؛ 2) نام یكی از یاران امام حسین(ع) در كوفه.]]> معنی اسم هامان 2015-06-02T02:10:50+01:00 2015-06-02T02:10:50+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/230 هستی ناصری هامان :      (اَعلام) 1) هامان (مشهور) وزیر اخشویروش [خشیارشا كه او را با اردشیر خلط كرده‌اند] بود كه بر مردخای یهودی غضبناك شد. [زیرا كه وی را تعظیم ننموده بود]، بدین لحاظ پادشاه را بر آن داشت كه فرمانی صادر كند كه یهود را در تمام ممالك فارس به قتل رسانند. اما اِستراین فرمان را باطل نمود و هامان را بر همان داری كه از برای مردخای حاضر نموده بود دار كشیدند؛ 2) هامان وزیر فرعون كه معاصر موسی(ع) بود و نامش در آیه‌های متعددی از قرآن كریم (سوره‌های «قصص»، «عنكبوت» و «غافر») آ هامان :      (اَعلام) 1) هامان (مشهور) وزیر اخشویروش [خشیارشا كه او را با اردشیر خلط كرده‌اند] بود كه بر مردخای یهودی غضبناك شد. [زیرا كه وی را تعظیم ننموده بود]، بدین لحاظ پادشاه را بر آن داشت كه فرمانی صادر كند كه یهود را در تمام ممالك فارس به قتل رسانند. اما اِستراین فرمان را باطل نمود و هامان را بر همان داری كه از برای مردخای حاضر نموده بود دار كشیدند؛ 2) هامان وزیر فرعون كه معاصر موسی(ع) بود و نامش در آیه‌های متعددی از قرآن كریم (سوره‌های «قصص»، «عنكبوت» و «غافر») آمده است.]]> معنی اسم هاشم 2015-06-02T02:10:22+01:00 2015-06-02T02:10:22+01:00 tag:http://boysnames.mihanblog.com/post/229 هستی ناصری هاشم :    (عربی) 1- (در قدیم) شكننده، خرد كننده؛ 2- (اَعلام) 1) نام ابن عبد مناف از اجداد پیامبر اسلام(ص) معروف به هاشم ابن عبد مناف؛ 2) هاشم (= ابن عتبه ابن ابی وقاص): [قرن اول هجری] نام یكی از اصحاب پیامبر اسلام(ص) ملقب به مرقال؛ 3) هاشم ابن حکیم: [قرن2 هجری] ملقب به مُقَنَع، پیشوای ایرانی سپید جامگان، از مردم مرو. او رهبری شورشی را بر ضدّ خلیفه‌ی عباسی بر عهده داشت و گفته شده است که در مقر حکومتش در نخشب، شب هنگام ماهی از یک چاه بیرون می‌آورد (ماه نخشب)، که مدتی در افق نمایان ب هاشم :    (عربی) 1- (در قدیم) شكننده، خرد كننده؛ 2- (اَعلام) 1) نام ابن عبد مناف از اجداد پیامبر اسلام(ص) معروف به هاشم ابن عبد مناف؛ 2) هاشم (= ابن عتبه ابن ابی وقاص): [قرن اول هجری] نام یكی از اصحاب پیامبر اسلام(ص) ملقب به مرقال؛ 3) هاشم ابن حکیم: [قرن2 هجری] ملقب به مُقَنَع، پیشوای ایرانی سپید جامگان، از مردم مرو. او رهبری شورشی را بر ضدّ خلیفه‌ی عباسی بر عهده داشت و گفته شده است که در مقر حکومتش در نخشب، شب هنگام ماهی از یک چاه بیرون می‌آورد (ماه نخشب)، که مدتی در افق نمایان بود. وقتی سپاهیان خلیفه بر او پیروز شدند، خود را در خُم تیزاب انداخت؛ 4) هاشم: شهرت احمدهاشم [1884- 1933 میلادی] شاعر نمادگرای ترک، که تحت تأثیر نمادگرایان فرانسوی به سرودن شعر پرداخت. از مجموعه شعر اوست: پیاله و ساعتهای ساحل برکه.]]>