تبلیغات
اسم پسرانه - مطالب اردیبهشت 1394
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  12:00 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ل ،) توسط: هستی ناصری

لَیث :   (عربی) 1- سخت، شدید؛ 2- شیر، اسد؛ 3- (به مجاز) دلیر و شجاع؛ 4- (اَعلام) 1) لَیث ابن بختری مرادی [قرن 2 هجری] از یاران امام باقر(ع) و امام صادق(ع) كه كنیه او ابوبصیر بوده است؛ 2) چهارمین امیر [296-298 قمری] سلسله‌ی صفاریان. فارس را تصرف کرد ولی از سپاهیان خلیفه شکست خورد و اسیر شد و او را در بغداد کشتند.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  12:00 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ل ،) توسط: هستی ناصری

لُهراسب :    1- (در اوستایی) به معنی صاحب اسب تندرو؛ 2- صفتی برای خورشید؛ 3- (اَعلام) (در شاهنامه) سومین شاه سلسله‌ی كیانی، که کیخسرو او را به جانشینی خود برگزید. او آتشکده‌ی آذر برزین را بنیان نهاد، 120 سال پادشاهی کرد و به دست ارجاسپ تورانی کشته شد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  11:59 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ل ،) توسط: هستی ناصری

لون :    (عربی، لَون) 1- (در قدیم) رنگ؛ 2- (به مجاز) نوع، گونه. [این واژه با نام لون/ leven/ (فِبوس لون) شیمیدان آمریکایی متولد روسیه (1869-1940 میلادی) که به خاطر پژوهش هایش درباره‌ی اسیدهای نوکلئیک و تشکیل نوکلئوتیدها معروف شده، هم نویسه می‌باشد].


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  11:59 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ل ،) توسط: هستی ناصری

لقمان :    (عربی) 1- (اَعلام) 1) سوره‌ی سی و یكم از قرآن كریم دارای سی و چهار آیه؛ 2) شخصی که در قرآن از او به صورت مردی فرزانه یاد شده که فرزند خود را به خداپرستی و رفتار خوب پند می‌دهد و در ادبیات دوره‌ی اسلامی شهرت یافته است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  11:58 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ل ،) توسط: هستی ناصری

لطف‌الله :    (عربی) 1- بخشش پروردگار؛ 2- (اَعلام) امیر [461-762 قمری] سربداری خراسان، که پس از کشته شدن حیدر سربداری بر تخت نشست، ولی او هم پس از یک سال و چند ماه کشته شد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  11:58 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه گ ،) توسط: هستی ناصری

گیو :    (اَعلام) (در شاهنامه) یكی از پهلوانان داستانی ایرانی پسر گودرز، داماد رستم و پدر بیژن. برای آوردن کیخسرو به توران رفت. در پایان کار کیخسرو از جمله‌ی همراهان او بود، که در برف ناپدید شدند.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  11:57 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه گ ،) توسط: هستی ناصری

گودرز :    (اَعلام) 1) (در شاهنامه) سردار ایرانی عصر کیکاووس و کیخسرو، پسر گشواد و دارای 78 پسر، که همه از پهلوانان بودند. او در خواب از وجود کیخسرو خبر یافت و گیو را به جستجویش به توران فرستاد. در جنگ یازده رخ پیران را کشت. کیخسرو او را وصی خود قرار داد؛ 2) شاه اشکانی [45-51 میلادی] که از سال 41 میلادی با وردان بر سر پادشاهی کشمکش داشت و سرانجام با کشته شدن وردان به دست بزرگان پارتی به پادشاهی رسید. کتیبه‌ای از او به زبان یونانی در بیستون باقی است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  11:56 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه گ ،) توسط: هستی ناصری

گشواد :    1- دارنده‌ی اسب آماده؛ 2- (اَعلام) نام پسر لهراسب پادشاه كیان كه خواهان پادشاهی از پدر بود، و نام پدر داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  11:54 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه گ ،) توسط: هستی ناصری

گَشتاسب :    1- دارنده‌ی اسب آماده؛ 2- (اَعلام) نام پسر لهراسب پادشاه كیان كه خواهان پادشاهی از پدر بود، و نام پدر داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394  11:54 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه گ ،) توسط: هستی ناصری

گَرشاسب :    (= كرشاسپ و گرشاشپ) 1- به معنی دارنده‌ی اسب لاغر؛ 2- (اَعلام) 1) (در شاهنامه) از پهلوانان ایرانی سپاه منوچهر در جنگ با سلم و تور و خزانه دار منوچهر. گرشاسبنامه سرگذشت اوست. 2) آخرین شاه از سلسله‌ی پیشدادیان و پسر زو كه نه سال پادشاهی كرد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394  08:56 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ک ،) توسط: هستی ناصری

کامیار :    1- (در قدیم) (به مجاز) كامیاب، ( كامیاب، 2- (در حالت قیدی) با شادی و با خوشحالی؛ 3- (اَعلام) امیر كمال‌الدین ابن اسحاق، قاضی ارزنجان یكی از بزرگان امرای علاءالدوله كیقباد سلجوقی [متوفی 635 قمری] مردی فقیه، سخنگو و حكیم مشرب و از شاگردان شیخ شهاب‌الدین سهروردی.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394  08:56 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ک ،) توسط: هستی ناصری

کامیاب :    (به مجاز) آن كه به خواست و آرزویش رسیده است، پیروز.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394  08:55 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ک ،) توسط: هستی ناصری

کاموس :    (اَعلام) نام مبارزی كشانی كه پادشاه سنجاب بود وی از بهادران توران و از امرای زیردست افراسیاب بود.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394  08:55 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ک ،) توسط: هستی ناصری

کامل :    (عربی) 1- آن ‌كه یا آنچه ویژگی‌های لازم را دارا است و كم و كاست ندارد، بی‌عیب، بی‌نقص؛ 2- (به مجاز) دارای محاسن و خصوصیات مقبول؛ 3- (در قدیم) (به مجاز) دانا و فاضل؛ 4- (در حالت قیدی) بدون عیب و كاستی، به خوبی؛ 5- (در تصوف) ویژگی پیری كه می‌تواند در نفوس تصرف و سالكان را تربیت كند؛ 6-(اَعلام) کتاب عربی از ابن اثیر، معروف به کامل ابن اثیر (ترجمه)، در تاریخ عمومی جهان تا سال 628 قمری (الکامل فی التاریخ).


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394  08:54 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ک ،) توسط: هستی ناصری

کامروز :    1- ویژگی آن که روزگار به میل و اراده اوست؛ 2- (به مجاز) خوشبخت.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...