تبلیغات
اسم پسرانه - مطالب فروردین 1394
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:59 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاکر :    (عربی) 1- شكر كننده، سپاسگزار؛ 2- (در قدیم) (در حالت قیدی) در حال شكرگزاری.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:59 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شامهر :    1- (به مجاز) ویژگی آن كه دارای شادی و مهربانی است؛ 2- (اَعلام) 1) شهر یا جایگاهی در نیشابور؛ 2) نام روستایی در تربت حیدریه.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:59 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شادمان :    1- شاد، خوشحال و مسرور؛ 2- (در حالت قیدی) با شادی و خوشحالی، شادمانه.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:58 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ش ،) توسط: هستی ناصری

شاپور :    1- پسر شاه، شاه زاده؛ 2- (اَعلام) 1) (در شاهنامه) نام چند پهلوان ایرانی. شاپور: پسر نستوه و نوه‌ی گودرز، که در جنگ نوذر با افراسیاب کشته شد؛ شاپور: از پهلوانان روزگار قباد ساسانی، معروف به شاپور رازی ؛ شاپور: از سرداران خسرو پرویز در جنگ با بهرام چوبین؛ 2) شاپور نام سه تن از شاهان ساسانی. شاپور اول:  [241-272 میلادی]، پسر اردشیر بابکان، که با رومیان جنگید و والرین امپراتور روم را با گروهی از سپاهیانش اسیر کرد و به ایران آورد. مانی در زمان او ظهور کرد؛ شاپور دوم معروف به شاپور ذوالکتاف: شاه ایران [310-379 میلادی] پسر هرمز دوم. در زمان او جنگ با روم و با ترکان آسیای مرکزی ادامه یافت و سختگیری نسبت به غیر زرتشتیان بیشتر شد؛ شاپور سوم: شاه ایران [383-388 میلادی]، پسر شاپور ذوالکتاف. در زمان او ارمنستان میان ایران و روم تقسیم شد. او به دست اشراف کشته شد؛ 3) شاپور: (= شاهپور) نام بخشی از رود هلّه در مسیر عبور از کازرون؛ 4) شاپور: (= شاهور، شاوور) رودی در استان خوزستان به طول 130 کیلومتر، که از رودخانه‌ی کرخه جدا می‌شود و پس از گذشتن از شهرستان دزفول و شهرهای شوش و اهواز به رود کارون می‌ریزد؛ 5) شاپور ابن سهل: [قرن 3هجری] پزشک مسیحی بیمارستان جندیشاپور، مؤلف چند کتاب پزشکی، از جمله: قرابادین.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:58 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

افسانه گوینده، افسانه گویندگان.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:57 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

سامان :    1- سرزمین، ناحیه، محل، مكان؛ 2- ‌ترتیب و روش چیزی یا كاری، ثروت، دارایی، قوت، توانایی؛ 3- (در قدیم) صبر، آرام و قرار؛ 4- (اَعلام) 1) جدِ خاندان سامانی كه او را «سامان خدات» می‌گفتند؛ 2) نام شهری در شهرستان شهرکرد، در استان چهارمحال و بختیاری.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:57 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

سام :    (در اوستایی) 1- به معنی سیاه؛ 2-  نام خانواده‌ای ایرانی؛ 3- (اَعلام) (در شاهنامه) ایرانی نواده‌ی گرشاسب جهان پهلوان پدر زال و جد رستم جهان پهلوان؛ 4- (در عبری) سام به معنی «اسم» و آن نام فرزند ارشد نوح نبی(ع) می‌باشد، که قوم سامی به او منسوب است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:56 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

سالم :    (عربی) 1- فاقد بیماری جسمی یا روحی؛ 2- بدون عیب یا خرابی، بدون آلودگی؛ 3- (به مجاز) منزه و به دور از مفاسد اخلاقی؛ 4- (در حالت قیدی) در حال سلامت و تن‌درستی یا در حال بدون عیب و خرابی بودن.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:56 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

سالار :    1- سردار سپاه، فرمانده لشكر؛ 2- (در قدیم) حاكم، والی، شاه، رهبر، قائد؛ 3- (در گفتگو) دارای صفات ممتاز و برجسته در نوع خود.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 فروردین 1394  11:55 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

ساکو :    (کردی) 1- کوه بدون گیاه؛ 2- ساده و بی آلایش؛ 3- یکسان و یکنواخت.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 30 فروردین 1394  11:04 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

ساعد :    (اَعلام) 1- (در شاهنامه) 1) پسر بهمن و نوه‌ی اسفندیار؛ 2) (در ایران باستان) جدّ اردشیر بابکان، سرپرست آتشکده‌ی استخر در فارس.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 30 فروردین 1394  11:03 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

ساسان :    (اَعلام) 1- (در شاهنامه) 1) پسر بهمن و نوه‌ی اسفندیار؛ 2) (در ایران باستان) جدّ اردشیر بابکان، سرپرست آتشکده‌ی استخر در فارس.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 30 فروردین 1394
نظرات()   
   
یکشنبه 30 فروردین 1394  11:03 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

سارو :   1- (= ساروک) نام پرنده  ای سیاه رنگ در هندوستان که مانند طوطی سخن گو می  باشد؛ 2- (در کردی) طوطی؛ 3- (در تركی) ساروج؛ 4- (اعلام) نام چندین روستا در شهرستان  های زاهدان، بهشهر، (سارو مزرعه) سمنان.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 30 فروردین 1394  11:02 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

سارنگ :    1- نام پرنده‌ای کوچک به رنگ سیاه، سار، ساری؛ 2- (در موسیقی ایرانی) گوشه ای در آواز ابوعطا؛ 3- نام سازی مثل کمانچه (سارنگی).


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 30 فروردین 1394  11:01 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه س ،) توسط: هستی ناصری

ساجد :    (عربی) (در قدیم) آن كه سجده می‌كند، سجده كننده.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :3  
  • 1  
  • 2  
  • 3