تبلیغات
اسم پسرانه
پنجشنبه 26 اسفند 1395  02:13 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

آراز :  (تركی) 1- ارس؛ 2- (اَعلام) قهرمان منسوب به طایفه‌ی آس. + ن.ك. آراس، 1-


  • آخرین ویرایش:جمعه 17 دی 1395
نظرات()   
   
سه شنبه 17 اسفند 1395  02:13 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

آراد : 1- (اَعلام) (در آیین زرتشتی) نام فرشته‌ی موكل بر دین و تدبیر امور و مصالحی كه به روز آراد متعلق است، روز بیست و پنجم ماه شمسی به نام اوست؛ 2- (در پهلوی) آرای، آراینده.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 30 بهمن 1395  02:12 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

آتیلا : 1- (تركی) (آت به معنی اسب + یلا (صفت))، به معنی چابك، شجاع؛ نامی، نامدار(؟)؛ 2- (اَعلام) پادشاه هون‌ها [434-453 میلادی] که به روم شرقی تاخت و کشتار و ویرانی بسیار کرد، در جنگ با روم غربی شکست خورد، کشیشان به او تازیانه‌ی خدا لقب داده بودند.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 27 بهمن 1395  02:13 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

آدَرین :(آدرین= آتش + ین (پسوند نسبت))، آتشین، سرخ روی.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 17 بهمن 1395  02:12 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

آتور : (پهلوی) 1- آتش، آذر؛ 2- (اَعلام) 1) یك بخش از تقویم قدیمی ایرانی كه مغهای دوران پادشاهی ماد بر پایه روح و زروانی آن را تغییر داده‌اند؛ 2) نام فرشته‌ی در ایران باستان.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
جمعه 17 دی 1395  02:12 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

آتبین :    (اوستایی، āthvoya) 1- به معنی از خاندانِ «آثویه»؛ 2- (در دساتیر) نفس کامل و نیکوکار و صاحب گفتار و کردار نیک و اسعدالسعدا معنی شده است (؟). 3- (اَعلام) (در شاهنامه) پدر فریدون كه صورت درست آن همین گونه (آتبین) است؛ [ناسخان در رسم الخط آن را به «آبتین» تبدیل کرده‌اند، اما در سنسکریت āptiyā با تقدیم باء فارسی بر تاء آمده «بارتوله 323» و بنابراین آبتین نیز محملی پیدا کند. طبری«افریذون ‌ابن ‌اثفیان» (ج1ص99)، بیرونی«اثفیان» (آثارالباقیه226)، مجمل‌ التواریخ ‌والقصص ص26 «اثفیال= اثفیان»، شاهنامه «آبتین» (نقل از برهان قاطع، به اهتمام دکتر معین، ص13، پاورقی آتبین)].


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 17 آذر 1395  02:14 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

آراس : 1- (در تركی) آراز، به معنی رود ارس؛ 2- (اَعلام) مرکز استان پادوکاله، در شمال فرانسه.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 17 تیر 1395  01:11 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

آتا : (تركی) 1- پدر، جد، سرپرست، ریش سفید؛ 2- (اَعلام) نام پادشاهی در دامنه‌های شمالی جبال «نیشپو» كه در جنوب آن «داگارا» واقع بود. و محتملاً در نقطه‌ای [در جغرافیای قدیم] از ناحیه‌ی صحنه (سنندج) كه توسط لشكر آشوریان تار و مار شد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 17 خرداد 1395  01:10 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

آبتین : (اَعلام) (= آپتین و آتبین)، ( آتبین.

نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 17 فروردین 1395  01:10 ب.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه الف ،) توسط: هستی ناصری

اسدالله : (عربی) 1- شیرخدا؛ 2- (اَعلام) 1) از القاب حضرت علی(ع)؛ 2) لقب حمزه سیدالشهدا عموی پیامبر اسلام(ص).


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 12 خرداد 1394  10:12 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ه ،) توسط: هستی ناصری

هَخامنش :    1- دوست منش، دوست كردار، كسی كه دارای كردار و اندیشه نیك است؛ 2- (اَعلام) هخامنش: [حدود 675 پیش از میلاد] سردودمان سلسله‌ی هخامنشی، نیای کوروش بزرگ و رهبر قوم پارس.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 12 خرداد 1394  10:11 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ه ،) توسط: هستی ناصری

هجیر :    (= هژیر) 1- (در قدیم) خوب، پسندیده؛ 2- (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر گودرز، که در جنگ یازده رخ پهلوان تورانی را از پای درآورد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 12 خرداد 1394  10:11 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ه ،) توسط: هستی ناصری

هانی :    (عربی) 1- مسرور؛ 2- میسر؛ 3- (اَعلام) 1) نام چند تن از مشاهیر عرب؛ 2) نام یكی از یاران امام حسین(ع) در كوفه.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 12 خرداد 1394  10:10 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ه ،) توسط: هستی ناصری

هامان :      (اَعلام) 1) هامان (مشهور) وزیر اخشویروش [خشیارشا كه او را با اردشیر خلط كرده‌اند] بود كه بر مردخای یهودی غضبناك شد. [زیرا كه وی را تعظیم ننموده بود]، بدین لحاظ پادشاه را بر آن داشت كه فرمانی صادر كند كه یهود را در تمام ممالك فارس به قتل رسانند. اما اِستراین فرمان را باطل نمود و هامان را بر همان داری كه از برای مردخای حاضر نموده بود دار كشیدند؛ 2) هامان وزیر فرعون كه معاصر موسی(ع) بود و نامش در آیه‌های متعددی از قرآن كریم (سوره‌های «قصص»، «عنكبوت» و «غافر») آمده است.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 12 خرداد 1394  10:10 ق.ظ
نوع مطلب: (اسم پسرانه ه ،) توسط: هستی ناصری

هاشم :    (عربی) 1- (در قدیم) شكننده، خرد كننده؛ 2- (اَعلام) 1) نام ابن عبد مناف از اجداد پیامبر اسلام(ص) معروف به هاشم ابن عبد مناف؛ 2) هاشم (= ابن عتبه ابن ابی وقاص): [قرن اول هجری] نام یكی از اصحاب پیامبر اسلام(ص) ملقب به مرقال؛ 3) هاشم ابن حکیم: [قرن2 هجری] ملقب به مُقَنَع، پیشوای ایرانی سپید جامگان، از مردم مرو. او رهبری شورشی را بر ضدّ خلیفه‌ی عباسی بر عهده داشت و گفته شده است که در مقر حکومتش در نخشب، شب هنگام ماهی از یک چاه بیرون می‌آورد (ماه نخشب)، که مدتی در افق نمایان بود. وقتی سپاهیان خلیفه بر او پیروز شدند، خود را در خُم تیزاب انداخت؛ 4) هاشم: شهرت احمدهاشم [1884- 1933 میلادی] شاعر نمادگرای ترک، که تحت تأثیر نمادگرایان فرانسوی به سرودن شعر پرداخت. از مجموعه شعر اوست: پیاله و ساعتهای ساحل برکه.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :17  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...